در بالاشهر چه خبر!

22 03 2008

توی ماشین نشسته بودم توی خیابون ملک که یه جورایی جردنِ اراک و محل کلاس تجمل و اینجور چیزاست باید یکمی تویماشین منتظر میموندم این انتظار یکمی طولانی شد
همینطوری رفتم تو نخ ماشینای عبوری
از انواع پراید و پژو های اسپرت شده بگیر تا ب ام و 100 ملیونی هی این خیابون رو میرفت بالا و میومدن پایین انگار یه جور تفریح شده


ب ام و 320 یکی از نمایشگاهدارای خیابون شریعتی (اراک) رو دیدم که پسرش سوار شده بود و با دوستاش توی این خیابون میگشتن به ملت هم یع نگاه عاقل اندر سفیه ای میندانختن که نگو و نپرس
یه بنز کلاس e بود که میرفت بالا یه دختر تو ماشینه بود میومد پایین یه دختر دیگه!!!
یه گوشه ی دیگه یه ماکسیما سیستم بک فایر (از اگزوز ماشین آتیش بیرون میزنه) نصب کرده بود و ملت و گذاشته بود توی کف
دخترا رو که دیگه نگو رد میشدن تها دونفری سه نفری … با چه تیپ های خفنی
مانتوی های یقه باز موهای مش کرده روسری های گره نزده(یکی از یکی خشکل تر و با شخصیت تر)
یه پراید سفید هم بود که چند بار روفت و اومد آخرش با یه زن هرزه (من تو هرزه شناسی تخصص ارم) رفت و دیگه نیومد!!!
خلاصه کمری ها پراو ها سونوتا ها کرولا ها و گاهی بنز ها و ب ام و ها این خیابون رو رفتن و هینطوری پی برم بعضی ها هرچی وضع مالیشون بهتر میشه کثیف تر میشن
تو این میون یکی یه ب ام و 530 (100ملیون قیمتشه) رد شد که با بقیه چن تا فرق داشت:
1-بار اول بو که رد میش
2-یه بار بیشتر ر نش
3-خانومه توش حجابش رو درست رعایت کره بود آقا هم  با نگاهش به مردم نمیفهموند که من ب ام و سوار شدم
4-یه بچه تو اون ماشین بود یه بچه که اصلآ براش مهم نبود چقدر از بقیه بیشتر پول داره فقط توی اون هیاهو فقط دستشو از پنجره آورده بود بیرون و با باد بازی میکرد!

 اینم عکس ب ام و  که با بقیه فرق داشت

ب ام و

پ.ن: خیلی طرف ملک و اونورا نمیرم هفته ای یکی دوبار با ماشین رد میشم
پ.ن: ماشین خودم سمند هست خودروی ملی ای که آلمانی ها هم تو ساختنش بهمون کمکم کردن!
پ.ن: عکس مال همون شبه به خاطر علاقم از ماشین ها عکس میگیرم الانم از هر ماشینی که بگی عکس ارم از ژیان بگیر تا همین گرون مرونا